تبليغاتX
لوگوی حمایت از میر حسین موسوی و اعتراض به احمدی نژاد و حامیان او ۩۞۩ بارگاه ابلیس ۩۞۩

۩۞۩ بارگاه ابلیس ۩۞۩

دلم واسه خودم میسوزه

دیگه به آخر خط رسیدم

کاش تخم خودکشی داشتم اما حیفـــــــــــــــــــــــــ

از آدمها بدم میاد.....از خودم بدم میاد......از خدا بدم میاد

دلم میخواد یه پیله دور خودم بچینم تا از همه جدا بشم

الان یه کرمم...یه کرم کثیف...میخوام تا یه مدت تنها باشم توی یه پیله یه نفره

شاید یه مدت بعد تبدیل به یه پروانه بشم

شاید هم توی همون پیله بمونم واسه ابد....

واقعا به یه تنهایی حسابی نیاز دارم

تا یه مدت  میخوام تنها بشم

تنهای تنها.....

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
تا حالا به لیست پربازدیدکننده ترین سایتها و وبلاگها توی دایرکتوری یا وبگذر نگاه کردین؟؟

همه اش سایتهای ســـ ک ســـ ی و یا عکس زنها و دخترهای مردمه

یعنی اطراف ما رو آدمهای هوس باز زیادی پر کرده که ظاهری شبیه انسان دارن اما باطن حیوون

حالا بیا با این مردم از عشق بگو!!!! مردمی که هیچ فرقی بین عشق و شهوت قائل نیستن

امتحانش مجانیه!!!!

 نزدیکترین فرد خانوادتون یعنی مادر یا پدرت رو ببر و یه دختر یا پسر که اصلا خوشگل نیست و وضعیت مالی خوبی نداره نشونشون بده و بگو که عاشق این شدم

اولین چیزی که میشنوی اینه:عاشق چیه این شدی؟قیافه نداشته یا پولداریش؟!!!!

یکی نیست بگه شهوت و هوس زیبایی رو میپسنده نه عشق

آدم های هوس بازی که این روزا جامعه رو پر کردند فقط باعث به گه کشیدن عشق میشن

اینم از الطاف خداوند به انقلاب شکوهمند اسلامی بعد ۳۰ سال شکوفایی!!!!

درد من حصار بركه نيست. درد من زيستن با ماهياني است كه فكر دريا به ذهنشان خطور نمي كند

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط ابلیس| |
از کسایی که وقتی دارن باهام صحبت میکنن احساس میکنن یه احمق جلوشون وایستاده حالم به هم میخوره

فکر کردی این کسشعرهای ابلهانه تو رو باور میکنم؟؟

دلم میخواد تو صورتش بالا بیارم!!!

یکی نیست بگه آخه ابله خودت کسخلی فکر میکنی همه هم مثله خودتن؟؟!!

پ.ن:مغزش اندازه فندقه میخواد با حرفاش منو خر کنه؟؟!!

پ.ن۲:من اینقدر با حرفام مردم رو خر کردم که دیگه میدونم کی با حرفش میخواد بپیچونه کی نه!!!

پ.ن۳:کاش هیچ رو دروایستی بین ما انسنها نبود...اونوقت بهت میگفتم :

نفهم،بفهم که من میفهمم که میخوای نفهمم....فهمیدی نفهم!!؟؟!!

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط ابلیس| |
دیشب خیلی برف مشتی تو تهران میومد.از همونا که آدم دلش میخواد بره تو خیابون وسط برفا دراز بکشه....

بعد از کلی پاچه خواری سویچ ماشین رو از بابام گرفتم تا یه چرخ تو شهر بزنم...عاشق رانندگی تو شبهای برفی ام از اون بهتر راه رفتن توی یه جای خلوته با یه نفر که بشه باهش راحت بود

خیر سرم میخواستم برم شهرک غرب پیش بچه های قدیم تا هم اونا رو ببینم هم یه یادی از گذشته بکنم...

رفتم سر کوچه ماشین رو بردارم که یه صحنه دیدم کلی ضدحال خوردم:

یه پسره دنبال یه دختره افتاده بود هی میگفت وایسا کارت دارم...وایسا کارت دارم

دختره هم به حرفش گوش نمیکرد و راهش رو میرفت....یه دفعه پسره گفت وایسا مادر جنده..کارت دارم

دختره یه دفعه جا خورد...انگار که از من خجالت کشیده باشه تو چشام نگاه کرد بعد برگشت سمت پسره و گفت:مگه من چیکارت کردم که اینطوری حرف میزنی..درست صحبت کن

سرم داشت سوت میکشید....یارو گه میخورد با یه دختر اینطوری حرف بزنه...اصلا فرض کنیم که با هم دوست هستن باز هم گه میخوره غرورشو بشکنه و اینجوری باهاش حرف بزنه....

ریده شد تو حالم...میخواستم به پسره گیر بدم یه کتک مفصل بزنمش چون تو کوچمون بودیم پشتم به بچه محلها گرم بود ولی اصلا حوصله شر نداشتم

از همونجا برگشتم خونه...تا صبح هزار بار این صحنه از جلوی چشمم رد شد!!!خیلی صحنه زننده ای بود

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
الان داشتم تو یه کتاب روانشناسی میخوندم:

((فراموش نکنیم کودکی را که مرتبا سعی در آزار و اذیت کودکان دیگر نباید مورد تنبیه یا سرزنش قرار داد زیرا این رفتارها بر خشونت او می افزاید))

یه جورایی حرفش کس شعره.....اگه به بچه ی مهاجم بگی بابا جون نی نی رو اذیت نکن مطابق جمله بالا بچه شاختر میشه..اما اگه کوبنده و برق آسا با کودک رفتار بشه دیگه گه میخوره بچه دیگه رو بزنه!!!

ما یه فامیل داشتیم که از بدبختی خونشون نزدیک خونه ما بود و از اون بدتر یه پسر کوچیک داشت که از  خواهر کوچیکه من ۱ سال بزرگتر بود....این فامیلـ مون هر وقت بچه اش رو میاورد تا با خواهر من بازی کنه  این پسره بجای بازی هی خواهر منو میزد و موهاشو میکشید و خلاصه اشک خواهر منو در میاورد مامانش هم در کمال خونسردی میگفت پسرم،نی نی رو اذیت نکن!!!

اما این پسره بیشتر تحریک میشد تا خواهر بیچاره منو اذیت کنه....منم خیلی رو خواهر کوچیکم حساسم و طاقت ندارم گریه اش رو ببینم...

یه روز فامیلـ مون بیرون کار داشت و بچه اش رو آورد خونه ما و رفت....این توله سگ هم تا چشمم افتاد به خواهر کوچیکه من که۲ سالش بود انگار قاتل باباشو دیده باشه دوید و شروع کرد به زدن این بیچاره

منم اون روز حال طبیعی نداشتم تا این صحنه رو دیدم پسره بدبختو از یقه بلند کردم و همچین پشتشو کوبیدم به دیوار که خونه لرزید....سرمو بردم جلو و داد زدم:پسره کس کش،،مادرتو میگائم یه دفعه دیگه این بچه رو بزنیا..فهمیدی؟؟ 

انگار نه انگار بابا و مامانم خونه هستن....بابام کپ کرده بود چه  برسه به یه پسر ۳ ساله!!!!

یارو شاشش ریخته بود.....دیگه از اون به بعد جرات نداشت به خواهر من دست بزنه!!!!

پ.ن:شما هم اگه بچتون اذیتتون میکنه یه جوری ضربتی بزنینش که کارش به  CCU برسه بعدش دیگه میشه مثل بچه آدم...یه بار امتحان کنید

پ.ن2:به جون مادرم همین خواهرمو که خیلی دوستش دارم یه بار از بالا پشت بوم خونمون که ۴ طبقه است آویزونش کردم چون به حرفم گوش نمیداد...از اون به بعد همیشه به حرفم گوش میده!!!

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
قوانین جالب و خواندنی آقای مورفی !!!

۱- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي‌شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- هر کاري دو برابر آنچه فکرش را مي‌کني وقت مي‌برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي‌گيرد.
7- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي‌آورد!
9- همه خوب‌ها تصاحب شده‌اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي‌افتد به غير قابل دسترس‌ترين مكان مي‌رود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي‌افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي‌گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو مي‌كنيد مي‌يابيدش!
12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه‌اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت مي‌كنند!
14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي‌بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نمي‌باشد!
16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق‌كننده!!
17- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق‌ها بسازي احمق باهوش‌تري پيدا مي‌شود و کارت را خراب مي‌کند
18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار مي‌دهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نمي‌توانيد پيدايش كنيد!
20- در ورزش گلف بهترين ضربه‌ها هميشه زماني زده مي‌شود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي‌كنيد و يا با فردي بازي مي‌كنيد كه مي‌خواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21- هر چيزي را كه مي‌خواهيد، نمي‌توانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي‌خواهيد!
22- احتمال آنكه كاري را كه انجام مي‌دهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي‌كنيد هميشه طولاني‌تر از جايگاه‌هاي ديگر خواهد بود.
25- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي‌کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته‌اند.
26- هر كسي مي‌تواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته مي‌گردد تا فضاي موجود را پر كند!
28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهند گذاشت!
29- زماني كه مي‌خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه مي‌باشد!
30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد، هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33- قوانين مانند تار عنكبوت مي‌باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن مي‌افتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و مي‌گريزند!!
34- دو عنصر در طبيعت فراوان مي‌باشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساخت است!
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37- كار تيمي همواره ضروري مي‌باشد چون به شما اجازه مي‌دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39- شما هيچگاه نمي‌توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
40- 0 = ثابت = عقل * زيبايي * در دسترش بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!
41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42- هر چه عقيده‌اي مسخره‌تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي‌باشد!!
43- افرادي كه مي‌توانند بهترين نصيحت‌ها را بكنند، نصيحت نمي‌كنند!!
44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان مي‌باشد!
46- اگر به نظر مي‌رسد همه چيزها خوب پيش مي‌روند حتما چيزي را از قلم انداخته‌اي.
47- دوستان مي‌آيند و مي‌روند اما دشمنان انباشته مي‌گردند!
48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تأخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

و اما سرنوشت خود آقاي مورفي:
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي‌شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين‌ها با سرعت مورچه مي‌رفتن. آقاي مورفي هم مي‌زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه ايستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي‌اومده تپي مي‌زنه بهش و مي‌ميره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده. حالا فکر کن !!!!.... با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ ايستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري. احتمالا موقع جون دادن اين جمله‌ي معروفش روي لبش بوده:
" اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي‌کنه

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
با تشکر از دوست خوبم http://hellish-notes-sx.blogfa.com/ که  این ایده رو به من داد

نظریه من:خدا انسانهای محدودی رو خلق کرد....مثلا 500000 بعدش اینا رو ریخت رو زمین....بعد اینا زندگی میکردن و پس از مرگ دوباره با یه شخصیت جدیدی به دنیا می آمدند اما از زندگی گذشته خبر نداشتن ولی زندگی جدید هیچ ربطی به زندگی قدیم نداره یعنی اگه الان خوشبختی ربطی به خوب بودنت در زندگی قبلی نداره

شاید بعد از مرگ ما با یه شخصیت جدیدی به دنیا بیام اما ندونیم یه زمانی زندگی میکردیم و مردیم

من فکر میکنم قدیما یه قاتل فراری بودیم که شبانه به دست دشمنام کشته شدم
اینا مثل یه تصویر نا واضح تو ذهنمه.....

اینکه من سوار اسب دارم یکی رو میکشم همیشه تو ذهنمه!!!!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
خدایا چی می شد اگه آوریل زید من بود؟؟!!!!!

چقدر این دختر خوشکله....هر وقت میبینمش هرچی فحش بلدم به دوست پسرش میدم

کوفتش بشه ان شاالله....

اگه آوریل ماله من بود دیگه هیچی نمیخواستم ....هیچیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی  

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 4:6 بعد از ظهر توسط ابلیس| |

یه چیز که خیلی وقت بود میخواستم بگم هی یادم میرفت

شما به ظاهر سیاه و مرده وبلاگ نگاه نکنید

من واقعا آدم شادی هستم....همیشه در حال خنده

نمیدونم چرا وقتی میام اینجا فاز منفی میگیرم

یه وقت نگید یارو افسرده است

شاید دلیل اینکه همیشه شادم اینه که غصه هام رو اینجا مینویسم و خودم رو خالی میکنم

 

اینارو گفتم که یه وقت خدایی نکرده از این وبلاگ فاز منفی نگیرید کار دست خودتون بدید

آره قربونش.........

پ.ن:فقط فاز منفی رو عشقه....

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط ابلیس| |
 

دلشو میشکنه چون دلشو شکستم

دلش رو شکستم چون دلمو شکستی

دلم رو شکستی چون دلت رو شکست

دلت رو شکست چون دلش رو شکستن

 

پ.ن:و این چرخه احمقانه همینطور ادامه پیدا میکنه..................

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
 

 

این روزها از احساس میکنم از همیشه تنهاترم....

دنیام خیلی کوچیک شده....

هر کی که باعث دلگرمیم میشد این روزها دنبال بدبختیه خودشه...

اه به این زندگی....

مغزم هنگ کرده...

درمورد ساده ترین چیزها هم نمیتونم تصمیم گیری کنم....

دلم میخواد برم به یه جزیره دور افتاده که هیچکس توش نباشه بدون اینکه فکرم مشغول چیزی باشه زندگی کنم.......

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ابلیس| |

یادت باشه تو این روزها که من از همیشه تنهاترم

 تو تنهاترم کردی....

اما مهم نیست...دیگه قلبم به این زخمها عادت کرده

همه منو تنها گذاشتن..تو هم مثل همه

پ.ن:مخاطب این همه است...همه

نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط ابلیس| |
 

اگه حتی دو تا بال کوچیک اندازه بال مگس داشتم باز هم خودم رو از بین این کودنهای کوتاه فکر که

اطرافم رو گرفتن میکندم و میرفتم

.

.

.

.

پ.ن:مقصد هنوز معلوم نیست....تو راه فکر میکنم

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط ابلیس| |
اینجا تهران

صدای ابلیس را مستقیم از بارگاه مرکزی میشنوید

بعد از دادن امتحانات((دادن به امتحانات)) یه دو هفته ای رو بیکاریم

همین!!!

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط ابلیس| |